میبینید که براساس دستور ما، یادداشت ایجاد و در والت مربوطه به ابسیدین اضافه شد.
در تصویر زیر نیز چتجیپیتی براساس خواسته ما تغییرات لازم را در والت ابسیدین ایجاد کرد.
اتصال Claude Cowork به Obsidian
Claude Cowork نیز مسیر مشابهی ارائه میدهد. Cowork روی دسکتاپ میتواند با فایلها و پوشههای محلی کار کند و از کاربر بخواهد وظایفی مانند خواندن، دستهبندی، مرتبسازی یا ایجاد فایل جدید را انجام دهد.
بنابراین میتوانید پوشهی والت Obsidian را در اختیار Claude Cowork قرار دهید و از آن بخواهید روی مجموعهی یادداشتها کار کند؛ برای مثال یادداشتهای مرتبط را پیدا کند، فایلهای جدید بسازد یا اطلاعات پراکنده را کنار هم قرار دهد.
بعد از اتصال ابسیدین به هوش مصنوعی چه کارهایی میشود کرد؟
اگر همچنان برایتان سوال است که با اتصال ابسیدین به کلاد یا چتجیپیتی چه کارهایی عملی میشوند، نگاهی به مثالهای زیر بیندازید:
پیدا کردن یادداشتهای یتیم
یادداشتهای یتیم، یادداشتهایی هستند که نوشتهاید اما هیچوقت به بقیهی سیستم وصل نشدهاند؛ بنابراین پیدا کردن دستیشان در یک والت بزرگ سخت یا غیرممکن است.
«کل والت را بگرد و فهرستی از یادداشتهایی بده که هیچ لینک ورودی یا خروجی ندارند.»
ساختن خلاصه از چند ماه یادداشت
این روش برای وقتی که میخواهید بدانید ذهنتان این مدت درگیر چه بوده، بدون اینکه خودتان همه چیز را بازخوانی کنید، مفید است.
«یادداشتهای روزانهی یک ماه اخیر را بخوان و بگو چه موضوعاتی بیشتر از همه تکرار شدهاند.»
پر کردن حلقههای ناتمام
یادداشتهای نیمهکاره معمولاً گم میشوند؛ این درخواست همهشان را یکجا جلوی چشمتان میآورد.
«در کدام یادداشتها نوشتهام «بعداً کامل میکنم» یا شبیه این عبارت؟ یادداشتهایی که ناتمام گذاشتهام کدامند؟»
ساختن پیشنویس از چند یادداشت پراکنده
اینجا دقیقاً همانجایی است که مغز دوم از حالت آرشیو به مادهی خام محتوا تبدیل میشود.
«از یادداشتهای پوشهی X که به موضوع Y مربوطاند، یک پیشنویس ۵۰۰ کلمهای بساز و در فایل جدیدی ذخیره کن.»
پیشنهاد لینک بین یادداشتها
کاری که وقتی والت چند صد یادداشت دارد، دستی انجامدادنش وقتگیر و تقریباً غیرعملی میشود.
«یادداشت X را بخوان و بگو کدام یادداشتهای دیگر در والت باید به آن لینک شوند ولی هنوز نشدهاند.»
دستهبندی حجم انباشتهشده
مناسب برای وقتی که پوشهی ورودی خام شلوغ شده و وقت مرتبکردنش را نداشتهاید.
«این ۲۰ یادداشت داخل پوشهی X هنوز دستهبندی نشدهاند؛ هرکدام را بخوان و پیشنهاد بده باید به کدام پوشه منتقل شوند.»
پیدا کردن تناقض یا تکرار
برای کسی که مدام یادداشت اضافه میکند، این روش میتواند نسخههای ناهماهنگ را نشان بدهد.
«چک کن آیا در یادداشتهای مربوط به [موضوع X] جایی با هم تناقض دارند یا یک نکته چند بار با عبارتهای متفاوت تکرار شده.»
ساختن مغز دوم فقط یک تمرین سازماندهی نیست؛ عادتی است که هر چه بیشتر به آن پایبند بمانید، ارزشش بیشتر میشود. ابسیدین بهخاطر محلیبودن، فرمت باز و پیوندهای داخلی، پایهی خوبی برای این کار است؛ و وقتی همین آرشیو به ابزاری مثل ChatGPT وصل میشود، از یک بایگانی ساکن به دستیاری فعال تبدیل میشود که میتواند یادداشتهای پراکنده را بخواند، دستهبندی کند و حتی برایتان پیشنویس بسازد.
آنچه در این تجربه دیدیم نشان داد این ادغام فقط یک ایدهی تئوری نیست؛ با یک اتصال ساده، چیزی که قبلاً ساعتها زمان میگرفت، در چند دقیقه انجام شد.
شما هم اگر ابسیدین دارید، تا حالا امتحان کردهاید آن را به یکی از ابزارهای هوش مصنوعی وصل کنید؟ نتیجهاش برایتان چطور بود؟ تجربهتان را در بخش دیدگاهها با ما و سایر کاربران زومیت در میان بگذارید.