چگونه محتوای ویدئویی جذاب، تجربه کاربری سایت را بهبود می‌دهد؟

چگونه محتوای ویدئویی جذاب، تجربه کاربری سایت را بهبود می‌دهد؟

فهرست مطالب

فرض کنید وارد سایت یک شرکت خدماتی شده‌اید و برای فهمیدن دقیق کاری که انجام می‌دهد باید چند صفحه متن بخوانید. حالا همان سایت را تصور کنید که در کنار توضیحات متنی، یک ویدئوی کوتاه و واضح دارد و در کمتر از یک دقیقه خدمات، نحوه کار و فضای مجموعه را نشان می‌دهد. در حالت دوم، تصمیم‌گیری برای کاربر ساده‌تر می‌شود؛ چون بخشی از اطلاعات را سریع‌تر دریافت کرده است.

البته اضافه کردن ویدئو به سایت به‌خودی‌خود تجربه کاربری را بهتر نمی‌کند. ویدئوی طولانی، سنگین یا نامرتبط حتی می‌تواند باعث شود کاربر سریع‌تر صفحه را ترک کند. مهم این است که بدانیم ویدئو دقیقاً قرار است چه مشکلی را حل کند و در کدام بخش سایت استفاده شود.

 

قبل از اضافه کردن ویدئو، یک سؤال ساده بپرسید

قبل از اضافه کردن ویدئو، یک سؤال ساده بپرسید

قبل از ساخت ویدئو برای یک صفحه، بهتر است از خودمان بپرسیم: «کاربر بعد از دیدن این ویدئو چه چیزی را بهتر متوجه می‌شود؟» اگر جواب روشنی برای این سؤال وجود نداشته باشد، احتمالاً آن ویدئو فقط یک عنصر تزئینی است.

برای مثال، اگر خدمات یک شرکت چند مرحله دارد، می‌توان مراحل را در یک ویدئوی کوتاه نشان داد. اگر محصولی نیاز به توضیح دارد، نمایش نحوه استفاده از آن می‌تواند بسیار مفیدتر از نوشتن چند پاراگراف باشد. حتی برای معرفی یک مجموعه، دیدن فضای واقعی کار، اعضای تیم یا بخشی از روند انجام پروژه می‌تواند اطلاعاتی به کاربر بدهد که انتقال آن‌ها با متن آسان نیست.

بنابراین نقطه شروع نباید این باشد که «سایت ما به ویدئو نیاز دارد». بهتر است ابتدا مشخص شود کاربر در کدام قسمت سایت سؤال یا ابهام دارد و سپس بررسی کنیم آیا ویدئو می‌تواند آن ابهام را بهتر از متن یا تصویر برطرف کند یا نه.

 

صفحه اصلی؛ جایی برای سریع رساندن پیام

صفحه اصلی معمولاً یکی از مهم‌ترین نقاط ورود کاربران است. کسی که برای اولین بار وارد سایت می‌شود، می‌خواهد خیلی سریع بفهمد این کسب‌وکار چه کاری انجام می‌دهد، برای چه افرادی مناسب است و چه تفاوتی با گزینه‌های دیگر دارد.

یک ویدئوی معرفی کوتاه می‌تواند در این مرحله مفید باشد، به شرطی که سریع سر اصل مطلب برود. مقدمه‌های طولانی، نمایش چندثانیه‌ای لوگو بدون ارائه اطلاعات یا ویدئوهایی که فقط مجموعه‌ای از تصاویر زیبا هستند، معمولاً کمک زیادی به کاربر نمی‌کنند.

همچنین لازم نیست ویدئو همیشه اولین چیزی باشد که در صفحه دیده می‌شود. گاهی یک تیتر واضح، توضیح کوتاه و سپس ویدئو ترکیب بهتری ایجاد می‌کند. جای ویدئو باید بر اساس مسیر طبیعی مطالعه صفحه انتخاب شود، نه صرفاً برای اینکه بیشتر دیده شود.

برای هر موضوعی یک نوع ویدئو مناسب است

برای هر موضوعی یک نوع ویدئو مناسب است

یکی از اشتباهات رایج این است که یک سبک ویدئو را برای تمام بخش‌های سایت استفاده کنیم. در حالی که هدف صفحه معرفی خدمات با صفحه محصول، درباره ما یا یک مقاله آموزشی متفاوت است و ویدئوی مناسب هرکدام هم می‌تواند فرق داشته باشد.

ادامه مطلب  افزایش سرعت سایت چیست؟ + 9 روش فوری افزایش سرعت صفحه سایت

مثلاً برای توضیح یک فرایند پیچیده، موشن گرافیک ممکن است مناسب‌تر باشد؛ برای نشان دادن فضای واقعی یک مجموعه، فیلم‌برداری و تدوین نتیجه بهتری می‌دهد و برای معرفی خلاقانه بعضی محصولات، استاپ موشن می‌تواند جذاب‌تر باشد. مجموعه‌هایی مانند استودیو نیم فریم نیز با استفاده از قالب‌های مختلفی مثل تیزر تبلیغاتی، موشن گرافیک، لوگو موشن و استاپ موشن، بسته به ماهیت هر پروژه از روش متفاوتی برای انتقال پیام استفاده می‌کنند.

نکته مهم‌تر از تکنیک تولید، تناسب آن با مخاطب است. ممکن است یک ویدئوی بسیار ساده که دقیقاً سؤال کاربر را پاسخ می‌دهد، از یک ویدئوی پرهزینه و پیچیده عملکرد بهتری داشته باشد. کیفیت اجرا مهم است، اما هدف ویدئو باید قبل از سبک اجرا مشخص شده باشد.

موشن گرافیک برای زمانی که توضیح دادن سخت می‌شود

برخی خدمات و محصولات را نمی‌توان در دو یا سه جمله توضیح داد. مخصوصاً در حوزه‌های فناوری، مالی، آموزشی یا خدمات سازمانی، ممکن است کاربر برای درک یک فرایند مجبور شود متن طولانی و تخصصی بخواند.

موشن گرافیک در چنین شرایطی می‌تواند مفید باشد. استفاده از آیکون، تصویر، حرکت و توضیح صوتی کمک می‌کند یک مفهوم چندمرحله‌ای به شکل ساده‌تر نمایش داده شود. برای مثال، مراحل ثبت سفارش یا نحوه استفاده از یک سرویس را می‌توان به‌جای یک صفحه توضیح طولانی در چند مرحله تصویری نمایش داد.

اما موشن گرافیک نباید بهانه‌ای برای حذف اطلاعات مهم باشد. هدف آن ساده کردن انتقال اطلاعات است، نه سطحی کردن محتوا. کاربر بعد از دیدن ویدئو باید پاسخ سؤال اصلی خود را گرفته باشد.

آیا تیزر تبلیغاتی برای داخل سایت مناسب است؟

تیزر تبلیغاتی فقط برای شبکه‌های اجتماعی یا تبلیغات آنلاین کاربرد ندارد. در بعضی سایت‌ها یک تیزر کوتاه می‌تواند به کاربر کمک کند تصویر واضح‌تری از برند، محصول یا فضای کاری مجموعه به دست بیاورد.

برای مثال، در سایت یک شرکت معماری، مجموعه گردشگری، کارخانه یا رستوران، نمایش تصاویر واقعی از محیط می‌تواند از چندین پاراگراف توضیح موثرتر باشد. کاربر چیزی را می‌بیند که قرار است درباره آن تصمیم بگیرد و این موضوع می‌تواند فاصله میان ادعا و واقعیت را کمتر کند.

با این حال، تیزری که داخل سایت استفاده می‌شود بهتر است بیش از حد تبلیغاتی نباشد. تکرار عباراتی مثل «بهترین»، «بی‌رقیب» یا «حرفه‌ای‌ترین» معمولاً اعتماد ایجاد نمی‌کند. نشان دادن نمونه واقعی کار یا فرایند فعالیت می‌تواند بسیار باورپذیرتر باشد.

لوگو موشن؛ جزئی کوچک که نباید مزاحم شود

لوگو موشن می‌تواند باعث شود ویدئوهای مختلف یک برند هویت منسجم‌تری داشته باشند. زمانی که کاربر چند محتوای ویدئویی از یک مجموعه می‌بیند، وجود یک سبک ثابت در شروع یا پایان ویدئوها به شناخت بهتر برند کمک می‌کند.

اما لوگو موشن نباید کاربر را برای رسیدن به محتوای اصلی منتظر نگه دارد. اگر فرد برای دیدن یک آموزش یا معرفی محصول روی ویدئو کلیک کرده باشد، احتمالاً نمی‌خواهد هر بار یک مقدمه طولانی را تماشا کند.

ادامه مطلب  اختلال در دسترسی به پلتفرم ایکس

یک لوگو موشن کوتاه و ساده معمولاً انتخاب بهتری است. در اینجا هدف، یادآوری هویت برند است، نه تبدیل لوگو به بخش اصلی ویدئو.

ویدئو نباید جای متن را بگیرد

ویدئو نباید جای متن را بگیرد

رفتار همه کاربران شبیه هم نیست. بعضی افراد ترجیح می‌دهند ویدئو ببینند و بعضی دیگر می‌خواهند در چند ثانیه تیترها و متن صفحه را مرور کنند. بنابراین حذف متن و جایگزین کردن کامل آن با ویدئو معمولاً تصمیم مناسبی نیست.

بهتر است این دو مکمل یکدیگر باشند. برای مثال، قبل از ویدئو در یک یا دو جمله توضیح دهید که کاربر قرار است چه چیزی ببیند و در ادامه صفحه هم اطلاعات اصلی را به صورت متنی در اختیار او قرار دهید.

زیرنویس نیز اهمیت دارد. بسیاری از کاربران ممکن است در محیطی باشند که امکان پخش صدا ندارند. در چنین شرایطی، یک ویدئوی بدون زیرنویس بخشی از ارزش خود را از دست می‌دهد.

سرعت سایت را فدای ویدئو نکنید

یکی از مهم‌ترین مسائل هنگام استفاده از ویدئو در سایت، حجم آن است. اگر فایل ویدئویی بدون بهینه‌سازی وارد صفحه شود، ممکن است زمان بارگذاری را افزایش دهد و تجربه‌ای که قرار بود بهتر شود، بدتر شود.

استفاده از تصویر پیش‌نمایش، فشرده‌سازی مناسب ویدئو و جلوگیری از بارگذاری بی‌دلیل فایل‌های سنگین می‌تواند کمک زیادی کند. پخش خودکار ویدئوهای حجیم نیز باید با احتیاط انجام شود، به‌خصوص زمانی که کاربر با اینترنت موبایل وارد سایت شده است.

بهتر است عملکرد صفحه فقط روی اینترنت پرسرعت بررسی نشود. تست سایت روی موبایل و اتصال ضعیف‌تر، تصویر واقعی‌تری از تجربه بخشی از کاربران ارائه می‌دهد.

هرچه ویدئو کوتاه‌تر باشد، بهتر است؟

گاهی گفته می‌شود کاربران دیگر حوصله ویدئوهای طولانی را ندارند، اما این موضوع همیشه درست نیست. کاربر برای محتوایی که واقعاً به آن نیاز داشته باشد وقت می‌گذارد. چیزی که معمولاً آزاردهنده است، ویدئوی طولانی و بی‌هدف است.

یک آموزش سه‌دقیقه‌ای که دقیقاً مشکل کاربر را حل کند ممکن است بسیار مفیدتر از یک ویدئوی ۳۰ ثانیه‌ای باشد که چیزی را کامل توضیح نمی‌دهد. بنابراین نمی‌توان یک مدت زمان ثابت برای همه ویدئوها تعیین کرد.

مدت ویدئو باید بر اساس موضوع انتخاب شود. اگر پیام را در ۴۰ ثانیه می‌توان کامل منتقل کرد، دلیلی برای سه دقیقه کردن آن وجود ندارد؛ همان‌طور که توضیح یک موضوع پیچیده را هم نباید صرفاً برای کوتاه شدن ناقص کرد.

 

جمع‌بندی

محتوای ویدئویی زمانی می‌تواند تجربه کاربری سایت را بهتر کند که کار مشخصی برای مخاطب انجام دهد؛ اطلاعات را سریع‌تر منتقل کند، یک مفهوم را ساده‌تر توضیح دهد، محصول را واضح‌تر نمایش دهد یا شناخت واقعی‌تری از یک کسب‌وکار ایجاد کند.

در نهایت، تجربه کاربری خوب یعنی کاربر با کمترین سردرگمی به اطلاعاتی که نیاز دارد برسد. اگر ویدئو بتواند این مسیر را کوتاه‌تر، روشن‌تر و قابل‌فهم‌تر کند، حضور آن در سایت دلیل واقعی و قابل دفاعی خواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *