چطور یک سایت را به ابزار واقعی جذب مشتری تبدیل کنیم؟

چطور یک سایت را به ابزار واقعی جذب مشتری تبدیل کنیم؟

فهرست مطالب

خیلی از صاحبان کسب‌وکار وقتی تصمیم می‌گیرند جدی وارد فضای آنلاین شوند، اولین کارشان ساخت سایت است. رنگ‌ها انتخاب می‌شوند، عکس‌ها آماده می‌شوند، صفحه خدمات نوشته می‌شود و بعد از چند هفته سایت جدید تحویل داده می‌شود. همه خوشحال‌اند و عکسش را برای دوستان و همکارها می‌فرستند.

ولی چند ماه بعد یک سؤال پیش می‌آید: «پس مشتری‌ها کجا هستند؟»

این سؤال را زیاد شنیده‌ایم و جوابش معمولاً این نیست که سایت بد ساخته شده. یک سایت می‌تواند ظاهری بی‌نقص داشته باشد و باز هم مشتری جذب نکند. مشتری احتمالی شاید اصلاً نتواند آن را در گوگل پیدا کند. شاید پیدایش کند ولی جواب سؤالش را آنجا نبیند، یا به مجموعه اعتماد نکند، یا نفهمد برای تماس و سفارش باید چه کار کند.

پس بهتر است سایت را ویترین ندانیم. سایت باید بخشی از ماشین فروش و بازاریابی شما باشد، و این وقتی ممکن است که طراحی، سئو، محتوا، تجربه کاربری و مسیر تبدیل از همان ابتدا با هم دیده شوند.

سایت دقیقاً باید چه کاری برای شما انجام بدهد؟

سایت تجاری فقط برای معرفی شرکت ساخته نمی‌شود. بسته به نوع کسب‌وکار، می‌تواند این کارها را بکند:

  • مخاطب جدید را از گوگل به سمت شما بیاورد
  • محصولات و خدمات را معرفی کند
  • به سؤال‌ها و نگرانی‌های مشتری جواب بدهد
  • اعتماد بسازد
  • تماس، درخواست مشاوره یا سرنخ فروش بگیرد
  • در فروشگاه‌های اینترنتی، مستقیم بفروشد

چطور یک سایت را به ابزار واقعی جذب مشتری تبدیل کنیم؟

بنابراین معیار موفقیت سایت فقط زیبایی آن نیست. دو سایت با طراحی هم‌سطح را در نظر بگیرید که یکی ماهانه ده‌ها درخواست مشاوره می‌گیرد و دیگری تقریباً هیچ. تفاوتشان معمولاً در همین چیزهاست: چه کسی به سایت می‌آید، محتوا چطور چیده شده، کاربر چه تجربه‌ای دارد و مسیر تبدیل چقدر روشن است.

اول هدف، بعد طراحی

یکی از اشتباه‌های رایج این است که طراحی شروع می‌شود، در حالی که هنوز معلوم نیست سایت قرار است چه کاری انجام بدهد. یک شرکت خدماتی شاید دنبال تماس تلفنی باشد و یک فروشگاه اینترنتی بخواهد کاربر را تا پرداخت همراهی کند. این دو سایت نباید شبیه هم فکر شوند.

قبل از طراحی باید جواب این سؤال‌ها روشن باشد:

  • مخاطب دقیقاً کیست؟
  • با چه نیازی وارد سایت می‌شود؟
  • از چه راهی سایت را پیدا می‌کند؟
  • بعد از ورود چه چیزی باید ببیند؟
  • و در نهایت، چه کاری باید انجام بدهد؟

جواب این سؤال‌ها روی ساختار صفحات، منو، متن‌ها، دکمه‌ها و حتی صفحه اصلی اثر مستقیم دارد. سایتی که با این نگاه ساخته شود، معمولاً از سایتی که فقط «قشنگ» ساخته شده ارزشمندتر است.

شرکت طراحی سایت
شرکت طراحی سایت 

سئو؛ در ورودی سایت

بهترین سایت دنیا هم اگر دیده نشود، کاری از پیش نمی‌برد. کسی که در گوگل «خرید فلان محصول»، «قیمت فلان خدمت» یا «شرکت طراحی سایت» را جست‌وجو می‌کند، معمولاً نیاز مشخصی دارد. اگر سایت شما در آن لحظه جلوی چشمش باشد، ارتباط شروع شده است.

اما سئو فقط چند کلمه کلیدی داخل متن نیست. ساختار فنی سایت، آدرس صفحات، سرعت، نسخه موبایل، لینک‌های داخلی، کیفیت محتوا و اعتبار سایت همه نقش دارند. مهم‌تر از همه این است که بفهمیم کاربر واقعاً دنبال چیست.

ادامه مطلب  راهنمای جامع خرید تایر ماشین (Car Tyres)؛ انتخابی ایمن، اقتصادی و متناسب با خودرومقدمه

از آن طرف، دیده شدن در گوگل هم کافی نیست. صفحه‌ای که کاربر روی آن فرود می‌آید باید جواب او را بدهد و قدم بعدی را نشانش بدهد. برای همین سئو و طراحی سایت را بهتر است دو پروژه جدا حساب نکنیم.

محتوا چرا این‌قدر مهم است؟

فرض کنید کسی برای خرید یک محصول وارد سایت شده و صفحه‌ای پیدا می‌کند با دو خط توضیح و چند عکس. احتمالاً هنوز سؤال دارد:

  • این محصول برای چه کسی مناسب است؟
  • چه فرقی با نمونه‌های دیگر دارد؟
  • قیمت و شرایط دریافتش چیست؟
  • این مجموعه قابل اعتماد است؟
  • برای اطلاعات بیشتر با چه کسی صحبت کنم؟

محتوای خوب به همین سؤال‌ها جواب می‌دهد. هدفش پر کردن صفحه یا زیاد کردن تعداد کلمات نیست. هدفش این است که هر اطلاعاتی که مخاطب در آن لحظه لازم دارد، همان‌جا در دسترسش باشد.

به همین خاطر متن صفحه خدمات با مقاله آموزشی فرق دارد. کسی که «خدمات سئو سایت» را جست‌وجو می‌کند، با کسی که فقط می‌خواهد بداند «سئو چیست»، در یک نقطه از مسیر خرید نیست. اگر این فرق را ببینید، محتوایی می‌نویسید که واقعاً به کار مخاطب می‌آید.

سئو وبسایت

بازدید یعنی مشتری؟ نه لزوماً

بین ترافیک و تبدیل فرق هست. سایتی را تصور کنید با هزاران بازدید ماهانه که تماس و فرم و سفارشش خیلی کم است. اینجا اولین جواب معمولاً «ترافیک بیشتر» نیست. اول باید ببینیم کاربر بعد از ورود چه تجربه‌ای دارد:

  • صفحه جواب سؤالش را می‌دهد؟
  • اطلاعات کافی درباره محصول یا خدمت هست؟
  • مزیت شما روشن است؟
  • اعتماد کافی ایجاد شده؟
  • دکمه تماس یا مشاوره به‌راحتی پیدا می‌شود؟
  • مسیر اقدام بعدی ساده است یا پیچیده؟

به تلاش برای بالا بردن سهم کسانی که کاری را که ما می‌خواهیم انجام می‌دهند، می‌گویند بهینه‌سازی نرخ تبدیل.

CTA فقط یک دکمه نیست

خیلی وقت‌ها «تماس با ما» و «ثبت سفارش» را روی سایت می‌گذاریم و فکر می‌کنیم کار تمام است. ولی فراخوان اقدام وقتی جواب می‌دهد که با مرحله تصمیم‌گیری کاربر جور باشد.

کسی که هنوز دارد تحقیق می‌کند، احتمالاً به «دریافت مشاوره» بیشتر تمایل دارد تا «خرید». کسی که مشخصات را بررسی کرده، «ثبت سفارش» برایش طبیعی‌تر است. و کسی که فقط مطمئن نیست، شاید «دریافت قیمت» را ترجیح بدهد.

پس CTA باید بخشی از مسیر کاربر باشد، نه یک دکمه تزئینی که ته صفحه جا مانده.

اعتماد؛ حلقه گم‌شده بین بازدید و خرید

هیچ‌کس بدون اعتماد تماس نمی‌گیرد یا پولی پرداخت نمی‌کند. اعتماد را می‌شود از راه‌های مختلفی ساخت: معرفی شفاف مجموعه، نمونه‌کار، اطلاعات تماس واقعی، توضیح دقیق خدمات، سؤالات متداول، نظر مشتریان، مجوزها و گواهی‌های مرتبط، و محتوای تخصصی که تجربه و سابقه را نشان بدهد.

برای همین صفحه «درباره ما» و نمونه‌کارها نباید صفحه‌های فرعی و فراموش‌شده باشند. در بسیاری از کسب‌وکارها، مشتری دقیقاً در همین صفحه‌ها تصمیمش را می‌گیرد.

یک سایت موفق، مجموعه‌ای از چند بخش است

اگر بخواهیم مسیر را ساده کنیم، چیزی شبیه این می‌شود:

ادامه مطلب  تفاوت طرح لایه باز با فایل آماده

جذب مخاطب ← ورود به سایت ← اعتمادسازی ← پاسخ به نیاز ← ارائه پیشنهاد ← فراخوان اقدام ← تبدیل به سرنخ یا مشتری

طراحی، بستر این مسیر را می‌سازد. سئو کمک می‌کند مخاطب شما را پیدا کند. محتوا به نیاز او جواب می‌دهد. تجربه کاربری راه را برایش هموار می‌کند. CTA او را به قدم بعدی می‌برد. و تحلیل داده نشان می‌دهد کدام حلقه نیاز به اصلاح دارد.

وقتی این بخش‌ها جدا از هم اجرا شوند، ممکن است هر کدام تنهایی خوب باشند ولی نتیجه نهایی ضعیف بماند. سایت زیبا با محتوای ضعیف، سایت پربازدید با تجربه کاربری بد، یا سایت خوب بدون مسیر تبدیل روشن، همه نمونه همین مشکل‌اند.

با شرکت طراحی سایت و سئو مشورت کنید

اگر برای طراحی سایت، سئو و بازاریابی دیجیتال دنبال یک مسیر یکپارچه هستید، خوشحال می‌شویم وضعیت فعلی کسب‌وکار و سایتتان را با هم مرور کنیم. هدف ما ساختن سایتی نیست که فقط دیده شود؛ می‌خواهیم بستری بسازیم که بخشی از مسیر جذب و تبدیل مشتری را واقعاً به عهده بگیرد.

برای بررسی نیازهای کسب‌وکارتان و دریافت مشاوره، با حاشیه گرافیک در تماس باشید.

کِی باید ساختار سایت را دوباره بررسی کنیم؟

برای رشد سایت همیشه لازم نیست همه‌چیز را از صفر بسازید. گاهی سایت فعلی صفحه‌های خوبی دارد و فقط ساختارش نیاز به اصلاح دارد. با نگاه به داده‌های سرچ کنسول و آنالیتیکس، رفتار کاربران، صفحه‌های پربازدید، صفحه‌هایی که تبدیل پایینی دارند و کلمات کلیدی مرتبط، می‌توان نقطه‌های ضعف را پیدا کرد.

مثلاً ممکن است معلوم شود صفحه‌ای از گوگل بازدید زیادی می‌گیرد ولی کاربرانش هیچ‌وقت به صفحه خدمات نمی‌روند. اینجا اصلاح لینک‌های داخلی، متن صفحه یا CTA می‌تواند بخش بزرگی از مشکل را حل کند. یا شاید سایت صفحه‌های خدماتی زیادی دارد که هیچ‌کدام هدف روشنی ندارند. در این حالت، مرتب کردن معماری محتوا مهم‌تر از نوشتن ده‌ها مقاله جدید است.

رشد همیشه به معنی «محتوای بیشتر» نیست. گاهی بهره‌برداری درست از چیزی که دارید نتیجه بهتری می‌دهد.

قبل از طراحی یا بازطراحی، این سؤال‌ها را از خودتان بپرسید

اگر قرار است سایت جدیدی راه بیندازید یا سایت فعلی را بازطراحی کنید، قبل از شروع این‌ها را روشن کنید:

  • هدف اصلی سایت چیست؟ فروش مستقیم، دریافت تماس، جذب سرنخ، معرفی برند، یا ترکیبی از اینها؟
  • مخاطب اصلی کیست؟ چه نیاز و دغدغه‌ای دارد؟
  • چطور قرار است شما را پیدا کند؟ آیا برای سئو و محتوای ارگانیک برنامه‌ای دارید؟
  • بعد از ورود چه اتفاقی باید بیفتد؟ آیا مسیر مشخصی از یک صفحه به صفحه بعد وجود دارد؟
  • چه چیزی اعتماد او را جلب می‌کند؟ نمونه‌کار، تجربه، اطلاعات محصول، نظر مشتریان یا محتوای تخصصی؟
  • موفقیت را چطور اندازه می‌گیرید؟ بازدید، تماس، فرم، فروش، نرخ تبدیل، یا شاخصی که با مدل کسب‌وکار شما جور باشد؟

همین چند سؤال می‌تواند فرق بین یک سایت قشنگ و یک سایت هدفمند را رقم بزند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *